تبليغاتX
هر چی بخوای
هر چی که تو دوست داری


هر چی بخوای








فيلمهايي‌ چون‌ (سرعت‌) و (ماتريكس‌) را كمتر كسي‌ است‌ كه‌ نديده‌ باشد. با اين‌ فيلمها بود كه‌ (كيانوريوز) به‌ اوج‌ شهرت‌ رسيد. او يكي‌ از برترين‌ هنرپيشه‌هاي‌ هاليوود شناخته‌ شده‌ است‌.
(كيانوريوز) علاوه‌ بر هنر پيشگي‌، يك‌ موسيقي‌دان‌ معروف‌ نيز به‌ حساب‌ مي‌آيد. او براي‌ چندين‌ فيلم‌ هاليوودي‌ آهنگ‌ ساخته‌ است‌. ريوز مهارت‌ زيادي‌ در ارائه‌ نقشهاي‌ مختلف‌ دارد... براي‌ مثال‌ هم‌ مي‌تواند در اجراي‌ فيلم‌هاي‌ كمدي‌ به‌ خوبي‌ بدرخشد و هم‌ از پس‌ فيلمهاي‌ اكشن‌ و جدي‌ بر آيد.
اين‌ هنرپيشه‌ چند مليتي‌ به‌ داشتن‌ خانه‌ و كاشانه‌ اهميتي‌ نمي‌دهد و جزء معدود هنرپيشه‌هايي‌ است‌ كه‌ توجهي‌ به‌ ماديات‌ دنيا نمي‌كند! و از تشريفات‌ دوري‌ مي‌كند. آنچه‌ در ادامه‌ خواهيد خواند، اشاره‌اي‌ به‌ زندگي‌ او خواهد داشت‌.

متولد بيروت‌
شايد برايتان‌ جالب‌ باشد كه‌ وي‌ در (لبنان‌) به‌ دنيا آمده‌ است‌! كيانو ريوز در دوم‌ سپتامبر 1964 در بيروت‌ لبنان‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ (ساموئل‌ نولين‌ريوز) محقق‌ زمين‌شناسي‌ بود. هر چند سال‌ يكبار به‌ كشوري‌ سفر مي‌كرد، لذا اين‌ خانواده‌ هنگام‌ تولد كيانو ريوز، در لبنان‌ سكونت‌ داشتند. مادر كيانو، (پاتريشيا لينلور) كانادايي‌ و طراح‌ لباس‌ و مو بود. پاتريشيا در لبنان‌ زندگي‌ مي‌كرد و يك‌ شب‌ در مهماني‌ ساموئل‌ را ديد و اين‌ ديدار منجر به‌ ازدواج‌ شد.
پدر بزرگ‌ كيانو اهل‌ (هاوايي‌) و مادر بزرگش‌ (ايرلندي‌) بود. وقتي‌ فراتر از آن‌ را بنگريم‌ در تاريخچه‌ زندگي‌ اجداد كيانو مشاهده‌ مي‌كنيم‌ كه‌ اجداد وي‌ چيني‌ بوده‌اند، كه‌ به‌ آمريكا مهاجرت‌ كردند. نام‌ خانوادگي‌ آنها نيز توسط عموي‌ كيانو تعيين‌ شده‌ و ريشه‌ در فرهنگ‌ هاوايي‌ دارد.

كيانو طعم‌ بودن‌ در كنار والدينش‌ را به‌ خوبي‌ نچشيد، زيرا دو سال‌ بعد از تولد كيانو، والدينش‌ از هم‌ جدا شدند و كيانو تحت‌ سرپرستي‌ مادر قرار گرفت‌. آنها در سال‌ 1969 لبنان‌ را به‌ قصد (نيويورك‌) ترك‌ كردند. در آن‌ زمان‌ كيانو 5 ساله‌ بود.
مادرش‌ همان‌ سال‌ با مردي‌ به‌ نام‌ (پائول‌ آرون‌)، يكي‌ از كارگردانان‌ هاليوود ازدواج‌ كرد. اما اين‌ ازدواج‌ هم‌ نيز پايدار نبودو آنها درسال‌ 1971 از يكديگر جدا شدند. مادر تصميم‌ گرفت‌ به‌ سوي‌ زادگاه‌ خود (تورنتو) در كانادا نقل‌ مكان‌ كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ كيانو دوران‌ كودكي‌اش‌ را در تورنتو گذراند.
مادر كيانو در آنجا با (روبرت‌ ميلر) آشنا شد و درسال‌ 1976 با وي‌ ازدواج‌ كرد. حاصل‌ اين‌ ازدواج‌ دختري‌ به‌ نام‌ (كارينا ميلر) بود. اما اين‌ ازدواج‌ هم‌ عاقبت‌ خوشي‌ نداشت‌ و درسال‌ 1980 مادر كيانو از همسرش‌ طلاق‌ گرفت‌ و سپس‌ ازدواجي‌ ديگر در هاوايي‌ ثبت‌ شد... كيانو از اين‌ همه‌ آشوب‌ و از هم‌ گسستگي‌ خسته‌ شده‌ بود. لذا براي‌ اينكه‌ از محيط خانه‌ دور باشد دريك‌ رستوران‌ خود را مشغول‌ به‌ كار كرد. او در آنجا اسپاگتي‌ مي‌پخت‌ .همچنين‌ رو به‌ ورزش‌ اسكي‌ روي‌ يخ‌ آورد. و در تيم‌ مدرسه‌اش‌ مقام‌ اول‌ را كسب‌ كرد.

ناموفق‌ در تحصيل‌
او درتحصيل‌ موفق‌ نبود و در هر سال‌ رشته‌ تحصيلي‌ دبيرستانش‌ را تغيير مي‌داد. او در طي‌ پنج‌ سال‌، چهار بار مدرسه‌اش‌ را عوض‌ كرد. يكبار رو به‌ رشته‌ ادبيات‌ آورد. سپس‌ در رشته‌ تحقيق‌ دراديان‌ مشغول‌ به‌ تحصيل‌ شد، اما اين‌ درس‌ نيز او را راضي‌ نمي‌كرد. در نهايت‌ در مدرسه‌ هنرهاي‌ زيباي‌ نمايشي‌ مدرسه‌ كاتوليك‌ها ثبت‌ نام‌ كرد. حتي‌ نتوانست‌ در اين‌ رشته‌ هم‌ موفق‌ شود. در واقع‌ او هرگز ديپلم‌ دبيرستاني‌ نگرفت‌ و سرانجام‌ از مدرسه‌ اخراج‌ شد.
كيانو بعدها دليل‌ اين‌ سرگرداني‌ و اختلال‌ را از هم‌ پاشيدگي‌ خانواده‌ و كمبود محبت‌ ذكر كرد.

ورود به‌ دنياي‌ هنر
كيانوريوز در تورنتو پس‌ از اينكه‌ از مدرسه‌ اخراج‌ شد، دركمپاني‌هاي‌ فيلمسازي‌ تبليغاتي‌ مشغول‌ به‌ كار شد. او براي‌ (كوكاكولا) فيلمهاي‌ كوتاه‌ تبليغي‌ ارائه‌ مي‌داد. البته‌ او از هنرش‌ در ورزش‌ اسكي‌ روي‌ يخ‌ در اين‌ گونه‌ فيلمها استفاده‌ مي‌كرد. كيانو به‌ اين‌ ورزش‌ بسيار مسلط بود. بعد از اينكه‌ درچندين‌ فيلم‌ تبليغاتي‌ شركت‌ كرد، تصميم‌ گرفت‌ قدمهاي‌ بلندتري‌ بردارد. او در سال‌ 1980 با اتومبيل‌ ولوي‌ قديمي‌ كه‌ قسطي‌ خريداري‌ كرده‌ بودراهي‌ لس‌آنجلس‌ شد. نزد ناپدري‌اش‌ (پائول‌ آرون‌) كارگردان‌ رفت‌ و توانست‌ دركمپاني‌ فيلمسازي‌ او كاري‌ دست‌ و پا كند.
او در سال‌ 1986 در فيلم‌ (لبه‌ رودخانه‌) نقش‌ كوتاهي‌ را ايفا كرد و استعداد و هنر بازيگري‌ خود را به‌ همه‌ نشان‌ داد. سپس‌ در فيلم‌ گزارش‌ دائمي‌ كه‌ موضوعش‌ خودكشي‌ جوانان‌ بود ايفاي‌ نقش‌ كردو درسال‌ 1989 موفق‌ به‌ ورود به‌ فيلمهاي‌ كمدي‌ شد. بازي‌ در (ماجراهاي‌ بيل‌ و تد) از موفقيتهاي‌ او در آن‌ دوران‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد. حالا ديگر او توانسته‌ بود خود را به‌ كارگردانان‌ هاليوودي‌ بقبولاند.
درسال‌ 1990 درفيلم‌هاي‌ پرخرجي‌ چون‌ (پونين‌ بريك‌) و (زندگي‌ خصوصي‌ من‌) بازي‌ كرد. البته‌ از سوي‌ منتقدين‌ مورد انتقاد قرار گرفت‌. كيانو هدفي‌ استوار داشت‌ و از انتقادات‌ نمي‌هراسيد، بلكه‌ در جهت‌ رفع‌ ايرادهاي‌ كار خود و تقويت‌ قدرت‌ هنرپيشگي‌ برآمد... همين‌ اراده‌ او را بازيگر فيلم‌ (سرعت‌) در سال‌ 1994 كرد، فيلمي‌ كه‌ براي‌ او مشهوريت‌ به‌ ارمغان‌ آورد. او براي‌ اولين‌ بار در فيلم‌ اكشن‌ قدم‌ مي‌گذاشت‌ اما به‌ خوبي‌ درخشيد. او در كنار (ساندرا بولاك‌) در فيلم‌ سرعت‌ ايفاي‌ نقش‌ كرد.
بازي‌ در فيلم‌ (دفاع‌ از شيطان‌) در سال‌ 1997 نيز براي‌ وي‌ دستمزدي‌ حدود 8 ميليون‌ دلار درپي‌ داشت‌. او با بازي‌ در فيلم‌ معروف‌ (ماتريكس‌) در سال‌ 1999 غوغايي‌ بر پا كرد و ده‌ ميليون‌ دلار دستمزد گرفت‌...البته‌ در سال‌ 2003 (انقلاب‌ ماتريكس‌) را هم‌ بازي‌ كرد و حدود 16 ميليون‌ دلار دستمزد گرفت‌. كيانو از اينكه‌ در چنين‌ فيلم‌هاي‌ اكشن‌ و هيجاني‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كرد، لذت‌ مي‌برد...
(كيانو) درهمان‌ سال‌ با پدرش‌ ملاقاتي‌ داشت‌، پدر او به‌ جرم‌ حمل‌ هروئين‌ در چمدانش‌ در فرودگاه‌ (هيلو) دستگير شده‌ بود و ده‌ سال‌ به‌ زندان‌ افتاد. كيانو پدرش‌ را به‌ خاطر رفتارهاي‌ غير قانوني‌ و بي‌توجهي‌ به‌ زندگي‌اش‌ دوست‌ نداشت‌ و هميشه‌ از وي‌ دوري‌ مي‌كرد و به‌ مادرش‌ نيز علاقه‌ چنداني‌ نشان‌ نمي‌داد. زيرا مادر هر چند سال‌ يكبار ازدواج‌ تازه‌اي‌ مي‌كرد و به‌ فكر كيانو و وضعيت‌ زندگي‌ او نبود.
در 31 ژانويه‌ 2005 اثرپاي‌ كيانو در پياده‌ روي‌ مشاهير هاليوود حك‌ شد ولقب‌ ستاره‌ گرفت‌. ستاره‌ وي‌ در قسمتي‌ از پياده‌ رو نصب‌ شد، كه‌ قسمتي‌ از فيلم‌ سرعت‌ در آنجا فيلمبرداري‌ شده‌ بود.

ازدواج‌ كيانو
ازدواج‌ كيانو
در دسامبر سال‌ 1999 (ريوز) با دختري‌ به‌ نام‌ (جنيفر سيم‌) كه‌ هنر پيشه‌ هاليوود بود ازدواج‌ كرد و صاحب‌ دختري‌ به‌ نام‌ (ايو آرچر) شدند.
آنها كه‌ ازدواجشان‌ تنها در يك‌ كليسا و خيلي‌ خصوصي‌ برگزار شد به‌ اين‌ تصميم‌ شدند تا يك‌ ازدواج‌ با مهمان‌هاي‌ زياد برگزار كنند، اما در آوريل‌ 2001 جنيفر در يك‌ سانحه‌ تصادف‌ فوت‌ كرد و ريوز دچار افسردگي‌ شد. ريوز سپس‌ با (كري‌ آن‌) هنر پيشه‌ فيلم‌ (ماتريكس‌) نامزد شد. اما اين‌ نامزدي‌ به‌ سرعت‌ پايان‌ يافت‌.

بيوگرافي:

كيانو ريوز دوم سپتامبر سال 1964 در بيروت متولد شد. او در فيلمهاي موفقي چون دراكولاي برام استوكر، سرعت1، بوداي كوچك و ماتريكس بازي كرده است.

بخشي از فيلمشناسي:

خواب باورنكردني (1985)

خون جوان (1986)

كنار رودخانه ها (1987)

گزارش هميشگي (1988)

واالدين (1989)

آهنگي براي فردا (1990)

تير شكسته (1991)

دراكولاي برام استوكر (1992)

هياهوي بسيار براي هيچ (1993)

بوالهوس (1993)

سرعت (1994)

بوداي كوچك (1994)

قدم زني روي ابرها (1995)

حس كردن مينه سوتا (1996)

وكيل شيطان (1997)

شبكه (1998)

ماتريكس (1999)

Hardball (2001)

موهبت (2000)

نوامبر شيرين (2001

عکسهایی از کیانو ریوز

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 1:51  توسط mohsen  | 


برای دیدن ادامه عکسها به روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 19:13  توسط mohsen  | 


mahnaz afshar

این هم یه عکس خوشگل از سوپراستار سینمای ایران، که عاشق بازی با محمد رضا گلزاره،بازی مهناز واقعا فوق العادست.

 

تامر

این هم چندتا عکس توپ تامر حسنی ،خواننده ی مر د عرب، راستی یه خاطره از من و تامر و عمرو براتون بگم . داشتیم توی خیابونای دبی داشتیم قدم میزدیم که چشم به یه بوتیک افتاد به تامر گفتم این کت قهوه ای رو واسه خودت بگیر، اما تامر اولش نمی خواست ولی با اصرار من و عمرو که منظورم همون عمرو دیاب خواننده ی محبوب و مشهور عربی است ، اونو واسه خودش گرفت . شما دوستای خوبم نظر بدین که این کت قهواه ای که توی این عکساش هم  پوشیده. از نانسی هم دعوت کردیم که باهامون به پیاده روی بریم ولی نانسی ضبط کلیپ داشت نتو نست بیاد.ولی یه عکسشو به من داد که براتون توی وبلاگم بزنم.

نانسی ۲۳ سالشه

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 18:36  توسط mohsen  | 


k&h

کامران و هومن جعفری 2 برادر که درتهران به دنیا اومدن که البته یه خواهر هم دارن به اسم کتایون یا
همون کتی که کتی از هر دوشون کوچیکتره و از نظر قیافه خیلی شبیه هومنه که اگه دقت کرده باشین میتونین اون رو در آهنگ کت من یا من تورومیخوام دیده باشین اما ادامه ماجرا کامران متولد
25 نوامبر 1976 و هومن متولد 23نوامبر 1980 است همون طور که گفتم در تهران به دنیا اومدن و در
منطقه گیشا زندگی میکردن تا زمانی که کامران 12 سالش بوده از ایران به کانادا میرن مدتی در مونترال بودن و سپس به ونکوور میرن و همونجا هم درس میخونن و بزرگ میشن در همون ونکوور هم با رامین زمانی آشنا میشن و به گفته ی خودشون رامین مثل برادر بزرگ کامران و هومنه هر دو از همون بچگی عاشق موزیک بودن و کامران چون بزرگتر بود بعد از اتمام تحصیلات کار موزیک رو شروع میکنه در
کانادا با گروههای مختلفی کار میکنه و طبق گفته خود کامران زمانی که یه جا برنامه داشتن به مسئول اونجا میگه برادر من صداش خیلی خوبه بذارین بیاد بخونه بالاخره راضی میشن که هومن هم بیاد و بخونه ولی وقتی هومن که اون زمان تازه 15 سالش بوده رو میبینن با اخم به کامران میگن مگه بچه بازیه؟!
مدتی میگذره و هومن هم درسش رو در زمینه موسیقی به خصوص پیانو ادامه میده در این زمان کامران با گروهی به نام پروازبا 2نفر دیگه که الان هر کدوم هنرمندای خیلی مشهور و محبوب ما هستن به نام هنگامه و فریدون کار میکرده و همین موقع بود که گروه بلک کتس و کنسرتشون در ونکوور سرنوشت کامران و هومن رو بکلی تغییر میده جریان از این قرار بود که کامران بعد از اتمام کنسرت با شهبال شبپره موسس گروه بلک کتس راجع به خودش و هومن صحبت میکنه و شهبال هم وقتی علاقه کامران و عشقش رو به موسیقی میبینه بهش میگه باید نمونه کارهات رو ببینم و به این ترتیب کامران تصمیم میگیره آهنگ ایران ایرانم رو که با گروه پرواز خونده بود به صورت موزیک ویدئو دربیاره پس کامران هنگامه و فریدون پولهاشون رو روهم میذارن و موزیک ویدئوی زیبای ایران رو میسازن کامران خاطره بامزه ای از ساختن این ویدئو تعریف میکنه: همون طور که میدونین بچه هایی که توی این ویدئو میدون همشون لباس سفید تنشونه و چون هومن هم اون زمان تقریبا بچه بوده قرار بوده که اونم با بچه ها بدوه ولی وقتی میره و وایمیسه تا کارگردان دستور حرکت میده هومن یه دفعه میگه من نمیام من نمیدوم همه تعجب میکنن ولی وقتی خوب نگاه میکنن میبینن تمام بچه ها تا کمر هومنن یعنی هومن قدش خیلی از همشون بلندتر بوده .
خلاصه شهبال از این ویدئو خوشش میاد و بهشون میگه باید کارشون رو به صورت زنده ببینه و بالاخره
شهبال به خونه کامران و هومن میاد شهبال میره خونه کامران و هومن رامین زمانی هم اونجا بوده و با هم میرن توی اتاق هومن و رامین با گیتارش آهنگ نرو رو میزنه و کامران میخونه هر دوشون خیلی هول شده بودن هومن میگه من اینقدر nervous بودم که اصلا نمیدونستم چی باید بگم و کامران با خنده میگه هومن هی میرفت هی میومد میگفت سلام فکرکنم تا زمانی که شهبال خونمون بود هومن 20 بار بهش سلام کرد و هردوشون غش کردن از خنده. خلاصه شهبال از این 2تا برادر گل خوشش میاد و اونا رو به گروه جاودانه blackcats دعوت میکنه

و به این ترتیب کامران و هومن میشن خواننده رسمی گروه گربه های سیاه.

اولین اهنگی که قرار شد برای اولین آلبومشون بخونن آهنگ سوگند از ساخته های رامین زمانی بود که این اولین بار بود برای هومن که در عمرش میخواسته بره توی استودیو و بخونه احساس هومن رو در اون زمان از زبان خودش میشنویم:"من خیلی ناراحت و عصبی بودم همش به کامران میگفتم کامران این آهنگ خیلی قشنگه ولی نمیدونم من میتونم اون طوری که باید اجراش کنم یا نه بعد دیگه با کامران خیلی تمرین کردیم " و کامران در ادامه میگه:"جای تعریف نباشه ولی هومن جان عالی بود خیلی خوب از پسش بر اومدی" و بعد با خنده میگه:داداش گلمه بش افتخار میکنم" و هردوشون میخندن. و خلاصه با این آهنگ بسیارقشنگ کامران و هومن جعفری کار رسمی خودشون رو در دنیای موسیقی ایرانی آغاز میکنن و بعد از 2سال البوم زیبای سیندرلا رو به بازار میدن و در همین زمان بود که ما در شوهای تلویزیونی یه دفعه 2تا جوون خوشگل و خوش تیپ رو دیدیم که برای اولین بار با آهنگ افتاب لب بومه روی صحنه اومدن و دقیقا همین آهنگ کامران و هومن رو به اوج برد و باعث شد یه شبه یه جورایی ره صد ساله رو طی کنن که واقعا لیاقتش رو هم داشتن یعنی لیاقت خیلی خیلی بیشتر از این رو داشتن از این آلبوم تقریبا همش به صورت ویدئو در اومد البته ویدئوهای خیلی معمولی . و تقریبا 2سال بعد بود که آلبوم بسیار زیبای popfather به بازار اومد که البته اول قرار بود اسم این آلبوم cat man باشه به دلیل آهنگی که به همین نام در این آلبوم بود اما بعدها به دلایلی اسم آلبوم تغییر کرد که از این آلبوم اهنگ بسیار زیبای endezvous که شعرش از کامران است شهرت جهانی پیدا کرد به طوری که از طرف mtv جایزه گرفت و این برای اولین بار بود که یک موزیک ویدئوی ایرانی از mtvپخش میشد و گروه گربه های سیاه اولین گروه ایرانی بودند که اسمشون روی سی دی طلایی mtv حک میشد در ضمن در حاشیه بگم که اگر ویدئوی بگو منو کم داری رو دیده باشین اون دستی که روی کاغذ شعر مینویسه دست کامران نیست دست شهباله.
بعد از این آلبوم کامران و هومن تصمیم گرفتن به صورت مستقل کار کنن و دلیلش هم اینه که به گفته ی شهبال شب پره بلک کتس یک مدرسه است هر کسی میاد یه چیزی یاد میگیره و بعد خواه نا خواه باید بره بعد از جداشدنشون از بلک کتس کنسرتهای مختلفی در سرتاسر دنیا با بزرگای موسیقی ایران برگزار کردن و حدود ماه ژانویه بود که آهنگ من تو رو میخوام به عنوان اولین آهنگ صوتی کامران و هومن در دسترس علاقمندان به این 2تا برادر گل قرار گرفت و حالا بعد از ماه ها انتظار آلبوم بسیار زیبای 20 با صدای کامران و هومن در سراسر نیا مثل بمب منفجر شد که البته اسم این آلبوم هم از اول 20 نبوده به خاطر اینکه در همون زمان یکی دیگه از هنرمندای ایرانی آلبومی به اون اسم بیرون میده کامران و هومن اسم آلبوم رو تغییر میدن و اون آهنگی رو هم که از ساخته های مریم حیدرزاده بوده و اسم اون آهنگ روی آلبومشون بوده از این آلبوم حذف میکنن و با مریم حیدرزاده صحبت میکنن که اسم آلبوم رو چی بذاریم مریم هم بهشون میگه چرا نمیذارین 20؟ اونا هم میگن اونوقت همه فکر میکنن ما این 20 رو به خودمون دادیم مریم هم میگه نه توی اون آهنگه که میگه نمره 20 کلاس نمیخوام و رامین میگه نه اون اسمش من تو رو میخوامه و مریم هم به همین دلیل شعر بسیار زیبای 20رو میگه و به این ترتیب این آلبوم قشنگ تهیه میشه چیزی که توی این آلبوم جلب توجه میکنه شعرهای بسیار زیبای مریم حیدرزاده شاعر خوب و توانای کشورمونه شعرهای که فقط شعر نیستن پر از احساس و لطافت هستن بسیار عاشقانه و با معنی امیدوارم که همه این آلبوم رو تهیه کنین و لذتش رو ببرین.

کامران و هومن جعفری چه جور آدمایی هستن؟


کامران و هومن خیلی همدیگه رو دوست دارن هومن به عنوان یه برادر کوچیکتر همیشه احترام کامران
رو داره و به حرفاش گوش میده و کامران هم به عنوان برادر بزرگتر خیلی هوای داداش کوچیک تر از
خودش رو داره و در تمامی زمینه ها حمایتش میکنه.
کامران از دختری خوشش میاد که اولا ایرانی باشه چون به گفته خودش من عاشق دخترای ایرانی هستم ودختری باشه که توی اجتماع رفت و آمد کنه یه ذره شیطون باشه قیافه و پول هم اصلا مهم نیست ( که ظاهرا این دختر خانم مورد علاقه کامران کسی نیست جز شقایق هنرمند خوشگل و توانای کشورمون)

هومن هم از دختری خوشش میاد که از عشق نترسه بدونه هنرمند بودن کار سختیه کامران با خنده
میگه :"یعنی درکش کنه" هومن هم میخنده و میگه آره یعنی درکم کنه.

هومن از تمام غذاها فسنجون و همبرگر و کامران قورمه سبزی رو دوست داره و در آخر اضافه میکنم که کتی خواهر کامران و هومن از هر 2شون کوچیکتره و در اهنگ اون با من هم میتونید ببینیتش که جریان ورود کتی به این موزیک ویدئو هم این طوری بوده که کتی با کامران و هومن میره برای ضبط ویدئو و کارگردان این موزیک ویدئو هم که کانادایی بوده به کامران و هومن میگه باید توی این ویدئو چند تا دختر هم باشن که برقصن چون میگه سینیوریتا. و حدود 50 یا 60 تا دختر بودن که میرقصیدن کتی هم بینشون بوده و کارگردانه به همه میگه شما از تصویر خارج بشین فقط تو بمون (یعنی کتی) میگه اسمت چیه اونم میگه کتی. کارگردانه هم نمیدونسته که خواهر کامران و هومنه وقتی میفهمه خیلی تعجب میکنه بهش میگه

یه بار دیگه برقص و وقتی کتی خودش تنهایی میرقصه همه خیلی خوششون میاد پامیشن و همه برای کتی دست میزنن خود کامران و هومن هم نمیدونستن که خواهرشون میتونه اینقدر قشنگ برقصه و خیلی تعجب میکنن و در عین حال خیلی هم خوشحال میشن .

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 18:9  توسط mohsen  | 


priety

پریتی زینتا

naval

نوال در حال ظبط کلیپ

 

نانسی عجرم با لباس 500 دلاری

برد پیت در جمع خبر نگاران ( درباره فیلم هفت سال در تبت)
+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 12:4  توسط mohsen  | 


نامه بی جواب

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی
فدای مهربونیات چه مکنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
 جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته
 یه قلب تنها و کبود هلک یه نگاهته
من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره
روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی
بیشتر از این من و نذار تو غصه و دلواپسی
یه وقت من و گم نکنی تو دود اون شهر غریب
 یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه
غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطیف تو از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشکنی
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره
غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه
سرفه های مکررم مال هوای دوریه
گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه
 مثه یه بچه که بار اوله میره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟
دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می کنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست
عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر
حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه
تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه
دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه
تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 11:22  توسط mohsen  | 


سلام دوستای خوبم ، موههای آلین خلف رو میبینین،من موهاشو حالت دادم میخواستم نضر شما رو بدونم.آلین خواننده ی محبوب عربه و اینکه داره شمارو الان نگاه میکنه ،ببین چه گاردی رو واس خودش گرفته.aline khalaf
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386 ساعت 21:17  توسط mohsen  |